تقدیم به کسی که قد تمام دلتنگی های دنیا دلتنگشم!!!
ای کاش مثل روز های قبل قلبت با من بود ،ای کاش همانی که گفته بودی هستی بودی! ولی افسوس!!!گر چه همه ای این ها فاتی یک عشق درغوین بود برای من،اما برای تو همه چی آسان بود،آسان پا روی قلبم گذاشتی و اسان خودت را از قلبم بیرون کشیدی! حریف احساساتم نمی شوم نمی دانم این دوری تا کی ادامه دارد،نمی دانم تا کی اشک بریزم برای امدنت که می دانم غرورام را می شکنی با نیامد نهایت!!! ای کاش می دانستی چقدر با یادت بوده ام و هستم و خواهم ماند!اگر بدانی خودت از نبودنت خجالت می کشی،دلم برای یک لحظه شنیدن صدایت تیر می کشد!بچه است دیگر تا کی برایش دروغ بگویم که کسی که صاحب این قلب است می اید.بخدا عاشق شدن سخت است ناعلاج است،درمانی ندارد،همین که نامله ها کیلومتر ها زیاد می شوند من پیر می شوم. آرزو می کردم از دور ببینمت!دیدمت! باز هم مثل همیشه از دور ،اما این بار نگاه اشتباهی هم نکردی!دنیا را آنقدر کوچیک ساخته اند که انهایی را که تکراری اند می بینی و آنقدر بزرگ هست که آن کس که حاظری بخاطرش از خودت بگذری یک بار هم نمی بینی!نامه های پست نشده من تا ابد ادامه دارد. من می نویسم باز هم می نویسم،تا خود را این گونه راحت کنم و تو مرا به فراموشی مطلق می سپایی،ای کاش آن روز نیایدکه آخر دیدمت بی تفاوت از کنارم رد شی!!!