تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام دردِ یک اتفاق که شاید
با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد ویرانم
می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ
بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم پنهان
شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:14 توسط niyaz
|